چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

همزاد





درتلگرامى که شاید نفس هاى آخرش را مى کشد، برایش پیغام دادم:

"ده روزه میرم سر کار جدید

و امروز بطرز غریبی دلم خیلی خیلی برات تنگ شد

چقد دوس داشتم زودتر پیدات می کردم بزور باهات دوس می شدم

اینجا هیچ کس شبیه من نیست..."


پ. سمیه، دلخوشى محترمى بود برایم آنجایى که براى اولین بار مفهوم شاغل بودن را فهمیدم.

  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی