چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تنهایی» ثبت شده است

دودوک؛ رنده دل

 

در ترافیک صیاد شیرازی، پشت چراغ خطر میدان سپاه گیر کرده بودم، نزدیک ۲۵ دقیقه شده بود. راننده پراید جلویی سیگار می‌کشید و هر از گاهی نیم نگاهی به آیینه بغلش می‌انداخت. سیگار می‌کشید و دودش را در هوای آلوده تهران رها می‌کرد. دود می‌رقصید و به سرعت می‌مرد. هوس کردم، هوس همین بازی با دود بی‌آنکه ذره‌ای از آن را فرو دهم. ناگهان حس کردم دلم مچاله شد، بغضی آمد و نشست در گلویم، نه بیرون می‌آمد و نه فرو می‌رفت. دستم را گذاشتم روی سینه‌ام و فشردم، آنجا که قلبم به آهستگی می‌زد، صدایش را نمی‌شنیدم. 

سعی کردم دلیلی پیدا کنم برای این حال گه‌مرغی. ترافیک؟ خستگی؟ تنهایی؟هوای آلوده؟ ام‌آرآی فرودین سال بعد؟ 

و فروردین...

چراغ سبز شد، رها کردم و رفتم.