چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

*کجا ممکن است پیدایش کنم




آدم است دیگر، یک وقت دلش می‌گیرد حوصله‌اش تنگ می‌شودو دنیایش تاریک، حوصله‌ی هیچ‌کسی را ندارد بی آنکه بداند چرا.

گاهی هم دقیقاً می‌داند چه مرگش است اما زبان گفتنش را ندارد، حتی به نزدیک‌ترین کسی که دارد.

آدم که اینطور می‌شود، آدم‌های دیگر باید درک کنند. خورده نگیرند. برنخورد بهشان.

خلوت، سکوت، گریستن...خوب می‌کنند حتماً.

به قول نمی‌دانم کی در کتاب "تیستو":

اگر گریه نکنی، اشک‌ها در دلت یخ می‌زنند.



*کتابی از هاروکی موراکامی


  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی