چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

امشب چرا "به رنگ ارغوان" پخش شد؟



روی یک قالیچه نشسته‌ام تکیه داده به شوفاژ که مامان می‌آیند و شروع می‌کنند از زن برادر جاری عمه‌خانوم صحبت کردن.

خیره شده‌ام به دهان مامان وحواسم جای دیگریست. 
شاید به مردی فکر می‌کنم که نگاهش غم است، کلامش غم است و وقتی می‌خندد هوا ابری می‌شود، باران می‌گیرد.
مامان سکوت می‌شوند. حتما حرف‌های خنده‌داری زده‌اند که در حال لبخندند.
می‌خندم...

  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی