چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

عطرت در سرم جیغ می کشد


من به نشانه ها معتقدم. صبح یک قاصدک کوچک رو دستم نشست.

با اینکه روزی سه بار مجبورم در چشم طوطی قطره بچکانم. با اینکه کفش های کتانی ام را که حتی ده بار هم نپوشیده بودم از پشت در خانه، دزدیدند و من هر روز بیم لیز خوردن  دارم. با اینکه پشت سر صندلی ام در محل کار یک بخاریست و روزی چند ساعت مرا درگیر سرگیجه می کند اما...
یک قاصدک در صبح سرد پاییزی رو دستم نشست. 

پ.دستانم زیر دستکش هم یخ می کنند.

  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی