چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

۱۸۴؛ توهّم حیات

 

 

درد که زبانه می‌کشد تا جانم را بسوزاند

بعضاً تسکین‌دهنده‌های قرمز و آبی می‌روند در نقش اسمارتیزهای کودکی،

لااقل آنها طعم خوشی داشتند حتی برای لحظه‌های کوچک. 

سریال‌های عاشقانه و کم‌خرج ترکی هم حواسم را پرت نمی‌‌کنند.

درد مفتخر قد افراشته می‌کند و من هر آن مچاله‌تر به سان جنینی در تاریکی اتاق غرق می‌شوم.

این‌جاست که نقش خیال برجسته‌تر و تنهایی‌ام را به رخ می‌کشد...

 

 

 

 

 

 

  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی