چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

عیار آدمى


دیروز

مرا که دیدى

به پهناى صورت آفتاب شدى و من

مشکوک این روزِ درخشان.

امروز

کمى از لباس هایم کاستم،

انگار عصرگاه بر من تابید.

فردا 

مى خواهم برایت عریان شوم.

فکر مى کنى تماشاى موج موج زخم هاى من، غروبِ نگاه توست؟!


  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی