صبح مى شود شبى
- يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۰ ق.ظ
صداى سگ از بیرون مى آید. زوزه نمى کشد،پارس مى کند.
دلم براى آغوش گرم پسرک تنگ است، بیاید بغلم کند و من هر بار بترسم از اینکه نکند انرژى هاى منفى من به او منتقل شود.
پشه ها دستم را نیش زده اند.پشه کش را به برق مى زنم و سعى مى کنم بخوابم...
پ.امروز عاشورا است.
- ۹۶/۰۷/۰۹