چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

هفته ای یک سوزن



نشستم لب تخت تا معاینه کند. پرسیدم "آقای دکتر اثر دارو چقدر طول می کشه بره? صورتم خیلی پف کرده" و صورتم را جمع کردم.

چشمانش را بست و کمی سرش را عقب برد یعنی خیالت راحت و گفت کمتر از یک ماه. 
نگاهش ترمزی کشدار روی صورتم کرد  و ادامه داد" اما ماشالا از زیباییت هیچ کاسته نشده، موندم چطور  تونسته ازت دست بکشه!"
تقه ای به میز چوبی اش زد و بعد شروع کرد داد سخن سردادن راجع به خصلت های گونه ی مرد.
لبخند می زدم، فشارم را می گرفت و در چشمانم خیره می ماند...
  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی