چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

جادوگر شهر اُز




بالاخره مامان موفق شدند و من شدم کلاخ سیاه!!

خودم را درآیینه نگاه می کنم و سعی در فکر نکردن به ماه آینده و موقعیت کاری که ...
با خودم می گویم من چیزی از دست نمی دهم و شاید دیگرانند که مرا از دست خواهند داد!!
می خندم به دختر موسیاه روبرویم، دلم چقدر شیطنت می خواهد...
  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی