جادوگر شهر اُز
- دوشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۳۹ ب.ظ
بالاخره مامان موفق شدند و من شدم کلاخ سیاه!!
خودم را درآیینه نگاه می کنم و سعی در فکر نکردن به ماه آینده و موقعیت کاری که ...
با خودم می گویم من چیزی از دست نمی دهم و شاید دیگرانند که مرا از دست خواهند داد!!
می خندم به دختر موسیاه روبرویم، دلم چقدر شیطنت می خواهد...
- ۹۵/۰۱/۰۹