خر و گل و خاک بر سری
- چهارشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۴ ب.ظ
سرم گیج می رفت. حس می کردم داری از دستانم لیز می خوری و
می افتی.
دقت کردم. تمرکز کردم. یادم آمد هیچ وقت توی دستام لانه نکرده بودی که حالا لیز بخوری. تو فقط لبه ی انگشتانم می رقصیدی.
رقص تک نفره.
چقدر سوز دارد تنهایی رقصیدن...
- ۹۴/۱۰/۲۳