چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

موهیتو باطعم نگاهت


مرد دهه ی ششم زندگی،تنها دور میزی دونفره نشسته ، با کتابی به قطر نمی دانم پنج یا شش انگشت یا بیشتر. غرق افکارش به میز خیره شده است.

آن سوی کافه، درست کنج جنوبی، مرد دهه ی چهارم زندگی، خودکار به دست، تند تند می نویسد. گاهی سربلند می کند و به اطراف خیره می شود. نگاهش پر از هیچ،  انگار کن در همان نوشته هایش باقی مانده است ‌.                                                       کنار بار کافه، دوپسر در دهه ی سوم زندگی خود سیگار دود می کنند، با حس شیک پوشی ناشی از کت و شلوارهایشان، آرام باهم مشغول گپ زدن هستند.

این کافه چقدر بوی آرزوهای معلق در هوا می دهد...

  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی