می گفتی لذت، می شنیدم رنجی ابدی
- سه شنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۳۴ ق.ظ
بیدار می شوم از دردی که در جانم فریاد می کشد.
کورکورانه تاریکی خانه را قدم می زنم و
به آغوش های نابالغی فکر می کنم که قربانیان خود را امشب و هرشب به قتلگاه خواهند برد...
- ۹۴/۱۲/۰۴