چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

برشی از روز

 

کارهایم تمام شده‌اند و یک ساعت مانده است تا رهایی به سمت خانه.

لم می‌دهم روی صندلی، پاهایم را بلند می‌کنم می‌گذارم روی میز، هدفون در گوش و قطعه‌ای از بتهوون که نامش را نمی‌دانم.

چشمانم را می‌بندم و بادبزن بنفش هوا را برایم تلطیف می‌کند...

  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی