چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

یک روز معمولی


روی تخت دراز کشیده ام و به رقص برگ های گلدان بابا کنار پنجره نگاه میکنم. 
درد دارم و حمام آب گرم حالم را خوب نکرده است. عطری که آقای خواستگار محترم هدیه داده بود زده ام، بویش چنان خوشمزه است که گرسنه ام می کند.مامان می گویند وقتی جوابت منفی بود چرا از عطر استفاده کردی?
فکر می کنم چه منافاتی?!
پایم را درشکمم جمع می کنم و همچنان درد می کشم...


  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی