چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى

حرف ها گاهى به زبان نمى آیند

چهاردیوارى
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
نویسندگان

همه کس، هیچ کس



صبح باشد

در پاییزی که بوی باران نمی دهد،

در را باز کنم به سمت روزی کاری

و یک پاکت خرمالو قبل از رسیدن به مغازه ها، پشت در انتظارم را بکشد...   

خرمالوهای سبز،گس و من حریصانه گازشان بزنم و آنقدر دهانم جمع شود که تو  قطره قطره از چشمانم سَر بروی.                                                           

بی آنکه لحظه ای فکر کنم حتی نمی دانستی خرمالو‌ زمین را برایم بهشت می کند و چه باور احمقانه ای که تو سفیر شادی صبحگاهی من باشی.

اما، دلخوشم به ساختنت...


  • فاطم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی